نظریه ثبات هژمونیک و بحران در نظام اقتصاد جهانی (مقاله)
در عرصه «اقتصاد سیاسی بینالملل» (International Political Economy) نگاههاي بسيار متفاوت و گاه متضاد نظری وجود دارد. به عنوان مثال، براي ساليان طولاني و حتي در دوران اخير در باب اساسيترين مسائل اقتصاد سياسي بينالملل، بين مهمترين و شناختهترين نظریههایی این رشته («مركانتليسم» (Mercantilism)، «ليبراليسم» (Liberalism) و «ماركسيسم» (Marxism)) اختلافنظرهاي گسترده وجود داشته و دارد. آنها در مواردي چون رابطه دولت و اقتصاد، اهداف اقتصادي، ماهيت روابط اقتصادي، نقش طبقات و مزايا و معايب اقتصاد سياسي كنوني با همديگر توافقی ندارند.


توجه: شایان ذکر است که درج مطالب با نام سایرین لزوماً به معنای تایید دیدگاه آنها توسط مدیریت وبلاگ نخواهد بود.