در قرن بيستم نظريه پردازي و تحليل انتقادي دربارة فرايندها و فرآورده‌هاي فرهنگي در جوامع معاصر از چشم‌اندازهاي گوناگون، ادبيات متنوع و گسترده‌اي را بوجود آورده‌اند. عوامل و انگيزه‌هاي مختلفي در گسترش اين مطالعات مؤثر بوده است. اولاً مهاجرتهاي گسترده و افزايش بي‌سابقة تماس‌ها و ارتباطات فرهنگي موجب توجه فزاينده به تفاوتهاي موجود ميان فرهنگ‌ها شده است.

ثانياً در خود كشورهاي غربي بعد از جنگ جهاني دوم بدلايل مختلف صحنة فرهنگي كاملاً دگرگون شد و «صنعت فرهنگ» نوعي آميختگي ميان تجارت و فرهنگ بوجود آورد. ثالثاً گسترش شبكه‌هاي ارتباطي در سطح جهان موجب شد تا رسانه‌ها نقش عمده‌اي در اشاعه و گسترش فرهنگ مدرن ايفاء كنند. رابعاً تكثّر فرهنگ‌ها مثلاً ظهور فرهنگ توده اي، فرهنگ جوانان، فرهنگ قومي، فرهنگ پست‌مدرن و... گسترش مطالعات فرهنگي را ضروري ساخته است.

كلام آخر آنكه فرايند جهاني شدن فرهنگ، واكنش‌هاي مقاومت آميزي را برانگيخته و ضرورت بررسي روابط ميان فرهنگ و قدرت در سطح بين‌المللي را آشكارتر ساخته است!

نظريه‌هاي فرهنگ از گوناگوني زيادي برخوردارند و بهمين خاطر ارائه تقسيم بندي مفهومي و جامع از اين نظريات الزامي بنظر مي‌رسد. اين نظريات را از جنبه‌هاي گوناگون تقسيم بندي نموده‌اند. عده‌اي براساس نقطه تمركز نظريات بر توليد فرهنگي (مانند نظريه انتقادي فرهنگ) يا مصرف كالاهاي فرهنگي (مانند مكتب انگليسي (بيرمنگام) فرهنگ) به تقسيم بندي آنها مي‌‌پردازند. الگوي توليد و مصرف در تقسيم بندي نظريات فرهنگي برگرفته شده از نظريات اقتصاد است. بر اين اساس در الگوي توليد، طي روند توليد تكنولوژيك فرهنگ، جوامع به سوي همساني و تك‌ساحتي شدن ميل مي‌‌نمايند كه در اين روند سوژهv فاقد اختيار است.

در الگوي مصرف، برخلاف طرفداران الگوي توليد، سوژه ـ بعنوان مصرف كننده كالاهاي فرهنگي ـ صاحب اختيار و انتخاب و صاحب ذهن است و منفعل نيست. او مي‌‌تواند در موردكالاي فرهنگي توليد شده، دست به تأويل و تفسير زده و نهايتاً با توجه به سلايق خود، كالاي فرهنگي مورد نظرش را انتخاب كند. در اين تقسيم بندي بجز نظرية ـ فرهنگ توده اي، نظريه انتقادي فرهنگي، نظريه ماركسيسم، اقتصادي سياسي فرهنگي كه نقطة تمركزشان بر توليد ـ فرهنگي باشد، ساير نظريات مطروحه در قسمت الگوي مصرف فرهنگ تقسيم بندي مي‌شوند.

عده‌اي ديگر همين تقسيم بندي را براساس نوع برخورد سوژه با فرهنگ ارائه مي‌كنند. بدين نحو كه سوژه در برخورد با فرهنگ از چه آزادي عملي برخوردار است. و برهمين اساس معتقدند كه نظرياتي كه در چارچوب الگوي توليد فرهنگ قرار مي‌گيرند، سوژه را در انقياد فرهنگ قرار مي‌‌دهند. و نظرياتي كه در بخش الگوي مصرف فرهنگ قرار مي‌گيرند به مقاومتv سوژه معتقدند.



v سوژه يا subject  در اينجا عبارتست از انساني كه مي تواند با استفاده از توان عقلاني و نيروهاي ذهني خويش جهان يا اُبژه subject را شناسايي، ادراك و متحول نمايد.

v مقاومت يا Resistance  توانايي سوژه در برابر محصولات و صنعت فرهنگي مدرن است كه مي تواند در شرايط گوناگون از طريق انتخاب و تصميم گيري شخصي نسبت به اين محصولات واكنش نشان دهد.