ايدئولوژي عبارتست از مجموعه‌اي نظام يافته و جامع از انگاره‌ها در مورد حيات اجتماعي و سياسي كه در عين حال آنرا نيز تبيين مي‌كند.v ايدئولوژي نيروئي است در درون يك جامعه كه مظهر روابط خيالي افراد با شرايط واقعي موجودشان است. ايدئولوژیها نيرويهای مادي در جوامع هستند كه افراد را به عنوان موضوع‌ ايدئولوژيهاي خاص استيضاح مي‌كنند. آنچه مردم در ايدئولوژي بخود مي‌‌قبولانند دنياي واقعي خودشان نيست بلكه رابطة شان با دنياي واقعي است. به يك تعبير ايدئولوژي، يك مؤسسه دولتي براي بازتوليد سرمايه‌داري است. ايدئولوژي نقش ايفاء مي‌كند چون مي‏تواند افراد را به موضوع تبديل كند. براي مثال ايدئولوژي دموكراسي سياسي، افراد را به عنوان موضوع بر حسب اينكه آنها شهرونداني هستند كه تحت حاكميت پارلمان در مي‌آيند، در اين چارچوب قرار مي‌دهد. رسانه‌هاي گروهي، آموزش و پرورش و فرهنگ عامه بخشي از دستگاه دولتي ايدئولوژي محسوب مي‏شوند. آموزش و پرورش يكي از سازمانهاي دولتي ايدئولوژيك مسلط در كشورهاي سرمايه داران مدرن است كه مهارتهاي تكنيكي و فرهنگي لازم براي كار در مناسبات توليدي را به افراد مي‌دهد و زمينه را براي تامين بازتوليد مناسبات سرمايه‌داري از طريق تزريق مهارتهاي لازم در اذهان و رفتار مردم ايجاد مي‌كند. اين بدان معناست كه ايدئولوژي بر حسب پايه اقتصادي قابل توجيه است و استقلالي را كه مجاز به داشتن آن است در نتیجه نقشي می باشد كه شيوه توليد به آن محول كرده است .

كار ويژه ايدئولوژي در اين معنا سرپوش گذاشتن بر تضادها در فرايند زندگي واقعي است و اين كار از طريق عرضه راه حلهاي كاذب براي مسائل واقعي صورت مي‌‌پذيرد. اما ايدئولوژي اين كار را به صورتي آگاهانه انجام نمي‌دهد بلكه نحوة عملكرد آن ناخودآگاه است. در يك جمعبندي كلي كارهاي ويژه ايدئولوژي عبارتند از:

الف) نمايش رابطه خيالي يا غيرواقعي و برساخته شده، ميان فرد و شرايط وجود او؛ ايدئولوژي نمايانگر روابط واقعي حاكم بر زندگي افراد نيست بلكه نمايانگر رابطه خيالي افراد با شرايطي است كه در آن زندگي مي‌كند. (خود‌آگاهي كاذب)

ب) ايدئولوژي عمل يا رابطه‌اي مادي است كه افراد و گروهها انجام مي‌‌دهند و يا در آن زندگي مي‌كنند. ايدئولوژي صرفا وضع ذهني نيست بلكه مجموعه كردارهايي است كه افراد به عنوان سوژه‌هاي ساخته شده انجام مي‌‌دهند. (براي مثال رأي دادن، به شيوه خاصي نشستن، مصرف كردن و.‌.‌.‌)

ج) ايدئولوژي فرد را به سوژه تبديل مي‌كند. ايدئولوژي دمكراسي ِاز فرد شهروند مي‌‌سازد. ايدئولوژي استبداد از فرد، تابع درست مي‌كند و.‌.‌.‌ دراين تعبير ايدئولوژي، آموزش و فرهنگ، ابعاد گوناگون واقعيتي واحدند.



v اين مفهوم توسط لويي آلتوسر (1990-1918) فيلسوف الجزايري الاصل فرانسوي بعنوان مفهومي مهم در مطالعات ماركسيستي و ايدئولوژي مطرح گرديد.