بررسی روابط اخیر هند و روسیه
|
هند و روسیه به عنوان دو کشوری که خود را شریک استراتژیک ویژه مینامند، شرایط متفاوتی را نسبت به گذشته احساس میکنند. از سویی اتکای هند به روسیه در مورد امور نظامی کاهش یافته و از سوی دیگر نیاز مسکو به تداوم همکاری?ها با این کشور به دلایل مختلف داخلی و بین?المللی در حال افزایش است. سفر اخیر دیمیتری مدودف رئیس جمهور روسیه به هند، از دیدگاه بسیاری از تحلیلگران از اهمیت ویژهای در کلیت روابط دو کشور و همچنین معادلات استراتژیک قدرت در سطح بینالمللی برخوردار است. در این سفر قراردادهای استراتژیک متعددی بهویژه در حوزه نظامی، میان دو کشور امضا شد. گزارش حاضر ضمن مرور اجمالی بر گذشته روابط روسیه و هند، به تحلیل ابعاد مختلف این سفر میپردازد.
| |
|
مقدمه مهمترین تحول سیاست خارجی هند در سالهای اخیر، بی تردید بازتعریف و بسط روابط با ایالات متحده بوده است؛ به گونهای که بخش اعظم تحلیلها درباره سیاست خارجی این کشور، به مناسبات استراتژیک هند با آمریکا معطوف میشود. از دیگر سو در سیاست آسیایی روسیه نیز نگاهها عمدتاً معطوف به روابط این کشور با چین است. در این میان روابط هند با روسیه در سالهای اخیر، با فراز و نشیبهایی روبهرو بوده است. به نظر میرسد که روسها علاقهمند هستند تا مناسبات نزدیک و عمیق دو طرف در دوران شوروی را مجدداً احیا کنند، اما آنها در سالهای اخیر رقبای زیادی پیدا کردهاند. هند و روسیه به عنوان دو کشوری که خود را شریک استراتژیک ویژه مینامند، شرایط متفاوتی را نسبت به گذشته احساس میکنند. از سویی اتکای هند به روسیه در مورد امور نظامی کاهش یافته و از سوی دیگر نیاز مسکو به تداوم همکاری?ها با این کشور، به دلایل مختلف داخلی و بین?المللی، در حال افزایش است. در این میان روسیه همواره مایل بوده است تا هند را در زمینه برخی راهبردها با خود همسو کند. تلاشی که به نظر نمیرسد نتایج دلخواه روسیه را به دنبال داشته باشد. آنچه که در حال حاضر از اهمیت بیشتری برخوردار شده از دست دادن جایگاه پیشین روسیه در زمینه صادرات تسلیحات به هند است. رقابت در حال گسترش اروپا و آمریکا با روسیه در زمینه توسعه همکاری?های نظامی، این کشور را بر آن داشته تا تاکید خود را بیش از پیش بر توسعه روابط بگذارد. این در حالی است که از سوی دیگر روسیه به دلیل ضعف در تولید سلاح?های تاکتیکی و مدرن، مجبور به توسعه همکاری?های مشترک در این زمینه با هند است. در همین راستا سفر اخیر دیمیتری مدودف به هند با قراردادها و توافقات جدیدی همراه بود، توافقاتی که روابط دو کشور را به سطح جدیدی ارتقا بخشید. بر این مبنا این گزارش معطوف به واکاوی حوزههای همکاری در روابط دو کشور و نهایتاً پاسخ به این پرسش است که آیا امکان بازتولید مناسبات نزدیک گذشته وجود دارد یا نه؟ هند و روسیه: تلاش برای بسط روابط روابط هند و روسیه واجد میراثی پراهمیت از دوران شوروی است. در این دوران هند متحد غیررسمی شوروی به شمار میآمد و علیرغم شعارهای بسیار در باب عدم تعهد، به شدت به این ابرقدرت وابسته بود. در این دوران بود که آمریکا در سال 1954، با پاکستان پیمان دفاعی امضا کرد و حامی این کشور شد و هند سوسیالیستمآب، طبیعتاً به سوی شوروی سوق یافت. افزون بر این، ائتلاف چین با پاکستان و جنگ چین و هند در سال 1962، زمینه گستردهتری برای همکاری استراتژیک طرفین فراهم آورد. روابط هند و شوروی در این دوران در حوزههای نظامی، سیاسی و اقتصادی به سرعت گسترش یافت؛ به گونهای که با فروپاشی شوروی، هند دچار بحرانی عمیق شد. در این دوران، در واقع شوروی مهمترین نقش را در ساختار نیروی نظامی هند، بهویژه از لحاظ تجهیزات و کمکهای فنی، ایفا کرد و به مهمترین حامی اقتصادی و مالی این کشور تبدیل شده بود. در دوران پسا جنگ سرد، بهویژه از دوران پوتین و مقارن با روند احیای روسیه، روابط هند و روسیه به تدریج به سوی احیای گذشته پیش رفت؛ به گونهای که در سال 2000، با امضای موافقتنامه مشارکت استراتژیک میان دو کشور، دوره جدیدی در روابط آغاز شد و تلاشها برای بسط و تعمیق روابط افزون شد. این موافقتنامه در واقع چهارچوبی برای بسط روابط دو کشور، در درازمدت فراهم آورد. از آن مقطع دو کشور روابط خود را در این چهارچوب پیگیری کردهاند. در وضعیت فعلی، همکاریهای اقتصادی و سیاسی-استراتژیک و نظامی مهمترین حوزههای همکاری دو کشور هستند. در ادامه این حوزهها را مورد بحث قرار خواهیم داد: 1- همکاریهای نظامی شاید بتوان مهمترین جنبه همکاریها و به تبع آن روابط رو به گسترش هند و روسیه را در حوزه نظامی دانست. هند از دوران شوروی همواره مهمترین خریدار تسلیحات روسی بوده است و در واقع بنیان صنعت دفاعی این کشور، رنگ و بوی روسی دارد. سابقه همکاریهای نظامی هند و شوروی سابق به 1962 باز میگردد، هنگامی که هند برای نخستین بار چرخبال، هواپیماهای ترابری و جنگندههای میگ-21 را از شوروی دریافت کرد. در همین سال هند و پاکستان با تحریم تسلیحاتی غرب مواجه شدند و همین امر زمینه را برای ورود گسترده شوروی به صنعت دفاعی و نظامی هند فراهم آورد؛ به گونهای که در آستانه فروپاشی شوروی، 70 درصد تجهیزات نیروی زمینی، 80 درصد تجهیزات نیروی هوایی و 85 درصد تجهیزات نیروی دریایی این کشور (Stobdan, 2010)، ساخت شوروی بود. در دوران پس از فروپاشی شوروی نیز دو کشور بلافاصله در سال 1993، قراردادی برای همکاری بلند مدت در زمینه نظامی امضا کردند. این قرارداد در سال 2000، به مدت 10 سال دیگر تمدید شد. در این دوره و در سال 2004، هند موفق به خرید ناو هواپیمابر ادمیرال گورشکوف[1] به مبلغ 5/1 میلیارد دلار شد. البته مجموع این قرارداد، با در نظر داشتن ایجاد تاسیسات بندری لازم توسط روسیه به 3 میلیارد دلار رسیده است. این ناو هواپیمابر، قرار بود در سال 2008 به هند تحویل داده شود، اما به دلیل برخی مشکلات در روند نوسازی این ناو و مهمتر آنکه روسها به دفعات قیمت آن را افزایش دادند و تا حدی باعث رنجش هندیها نیز شدند، قرار است تا سال 2012 به هند تحویل داده شود. در سال 2007 نیز قرارداد فروش نسل پنجم جنگندههای روسی به هند، در مسکو امضا شد. این هواپیماها قرار بود در سال 2017، به نیروی هوایی هند تحویل داده شوند. در این سفر همانگونه که اشاره شد، این قرارداد نهایی گردید. در مجموع 200 پروژه نظامی میان هند و روسیه در حال انجام است، پروژههایی که ارزش آنها 18 میلیارد دلار برآورد میشود. افزون بر این، هند در سالهای اخیر دومین خریدار بزرگ تسلیحات در جهان بوده است. بنابراین، هند به عنوان مشتری سنتی تسلیحات روسی و کشوری که هنوز 70 درصد نیازهای تسلیحاتی خود را از روسیه تامین میکند، برای این کشور از اهمیت ویژهای برخوردار است. اهمیت این کشور برای روسها هنگامی بهتر قابل درک است که توجه داشته باشیم سهم روسها از بازار تسلیحاتی جهان، از 44 درصد (در مقابل 29 درصد سهم آمریکا) در اواخر دوران شوروی، به 4 درصد در اواخر دهه 1990 کاهش یافت و آنان با تلاشهای بسیار و نفوذ در بازارهایی چون هند و چین، توانستهاند این سهم را به 23 درصد در سال 2009 برسانند. در وضعیت فعلی و بنا بر آمارهای موسسه مطالعات صلح استکهلم، هند دومین بازار برای صادرات تسلیحاتی روسیه پس از چین است و 24 درصد کل صادرات این کشور را جذب میکند؛ به گونهای که 77 درصد کل واردات تسلیحاتی هند از روسیه است و بریتانیا با 8 درصد و اسرائیل با 5 درصد، در ردههای بعدی صدور تسلیحات به هند قرار دارند. ارقام به خوبی گویای این امر هستند که روسیه با فاصله بسیار از رقبا بر بازار تسلیحاتی هند مسلط است. (Paul, 2009) البته با ورود آمریکا به این بازار، روسیه با رقیبی بزرگ و سرسخت مواجه خواهد شد. در وضعیت فعلی، هند تنها کشوری است که با روسیه قراداد خرید تسلیحات و کمکهای نظامی و فنی بلند مدت از سال 1994 منعقد کرده است. در چهارچوب این قرارداد، هند سالانه حدود 2 میلیارد دلار از روسیه تسلیحات و خدمات فنی دریافت میکند. البته رقبای روسیه بهویژه آمریکا که بازیگر تازه واردی است و نیز اسرائیل، سرسختاند. بر همین مبنا، در این سفر مدودف به شدت تلاش کرد تا معامله فروش 126 هواپیمای میگ 35 را به ارزش 11 میلیارد دلار، به طرفهای هندی بقبولاند. مزیت روسیه در این زمینه آن است که نیروی هوایی هند به شدت وابسته به تسلیحات شوروی بوده است. البته روسیه در این زمینه با رقبای اروپایی و بهویژه آمریکا مواجه است. اوباما در سفر اخیر خود به هند، بر مبنای گزارشهای موجود، برای شرکتهای بوئینگ و لاکهید مارتین در جهت عقد این قرارداد لابی کرده است. 2- همکاریهای سیاسی بحران کشمیر و به تبع آن رقابت استراتژیک با پاکستان، مهمترین اولویت سیاست خارجی هند است. بر این مبنا مواضع سایر کشورها در قبال این بحران و روابط آنها با پاکستان، از منظر سیاستگذاران هندی، شاخصی پراهمیت در دوری یا نزدیکی آنان به هند، به شمار میآید. روسیه در دوران پساشوروی همواره از مواضع هند در بحران کشمیر حمایت کرده است، حمایتی که با توجه به موقعیت جهانی روسیه و بهویژه عضویت دائم آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد، از اهمیت ویژهای برای هند برخوردار است. حمایت بی قید و شرط روسیه از هند و بازی نکردن این کشور با کارت کشمیر، بهویژه در روابط با هند و پاکستان (اقدامی که روسیه در روابط با برخی کشورها از جمله ایران همواره انجام میدهد)، زمینهساز اعتماد هند به این کشور شده است. این موضع روسیه بهویژه هنگامی از نگاه هند پراهمیتتر میشود که توجه داشته باشیم ایالات متحده هرگز از موضع هند در بحران کشمیر به طور پایدار حمایت نکرده و چین نیز همواره جانب پاکستان را نگاه داشته است. (Sikri, 2009) افزون بر این هند و روسیه در تصویر کلانتر، از ناحیه تروریسم آسیبپذیری مشترک دارند. هند مدعی است که تروریسم مورد حمایت پاکستان مهمترین معضل امنیتی این کشور بهویژه در کشمیر است. از دیگر سو روسیه تروریسم چچنی را که مدعی است با تروریسم بینالملل واجد پیوندهای قوی است، مهمترین تهدید داخلی خود میداند. هند در منطقه آسیای مرکزی به دلایل ژئوپلتیک و ژئواکونومیک، از منافع مهمی برخوردار است. این منطقه از لحاظ امنیت انرژی، برای هند اهمیت دارد و بخش مهمی از دیپلماسی انرژی هند را به خود مشغول کرده است. آخرین نماد اهمیت انرژی این منطقه برای هند را در امضای موافقتنامه خط لوله گاز موسوم به تاپی میتوان دید. از دیگر سو هند در این منطقه بهویژه در تاجیکستان که با افغانستان و پاکستان مرز مشترک دارد، اهداف استراتژیکی را دنبال میکند که تاسیس پایگاه هوایی در این کشور، مهمترین آنهاست. در واقع تاجیکستان اولین و تنها کشوری است که هند موفق به تاسیس پایگاه هوایی در آن شده است. طبیعی است که چراغ سبز روسیه عاملی پراهمیت در پیگیری اهداف هند در این منطقه به شمار میآید. اهمیت روابط دوستانه هند با روسیه برای حضور این کشور در منطقه هنگامی آشکارتر میشود که توجه داشته باشیم هند، برخلاف چین و پاکستان (به عنوان رقبای سنتی این کشور)، دسترسی مستقیمی به آسیای مرکزی ندارد و این امر روابط دوستانه با روسیه را به عنوان مهمترین قدرت آسیای مرکزی، الزامآور میسازد. روسیه از طرق مختلف، از میراث تاریخی نفوذ در این منطقه گرفته تا خطوط لوله و تا حضور نظامی، میتواند نقش سازنده یا تخریبی مهمی در ورود و نفوذ سایر کشورها در این منطقه ایفا نماید. نماد این نقش را در زمینهسازی روسیه برای عضویت ناظر هند در سازمان همکاری شانگهای میتوان دید. در واقع بدون کمک روسیه هند نمیتوانست به این نهاد وارد شود. افزون بر این، در سطوح منطقهای و بینالمللی نیز دو کشور به حمایت یکدیگر نیازمندند. هند به عنوان قدرتی در حال ظهور در پی بسط حوزههای نقش آفرینی خود در سطوح منطقهای و بینالمللی است و در هریک از این حوزهها به حمایت روسیه نیازمند است. نماد این موضوع تلاشهای این کشور برای عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل متحد است که روسیه همواره حامی این کشور بوده است. از دیگر سو ایالات متحده به سرعت در حال نفوذ در هند و ایفای نقش شوروی دوران جنگ سرد در این کشور است و همین امر روسیه را به عنوان میراثدار شوروی، به تکاپو واداشته تا مناسبات ویژه با هند را همچنان حفظ کند. در سطح منطقهای نیز هند به نقش روسیه نیازمند است، تا جایی که وزیر خارجه سابق هند گفته است: «روسیه بازیگر بزرگی در آسیاست و ما برای مدیریت تحولات منطقه، بهویژه خیزش چین، به نقش موازنهگر روسیه نیازمندیم». (Wright, 2010) 3-انرژی هند، اقتصادی در حال ظهور با قابلیتهای ویژه و نیازهای گسترده است که در وضعیت فعلی، 70 درصد نفت مورد نیاز خود را وارد میکند. از دیگر سو، روسیه مهمترین تولید کننده انرژی در جهان است و از قابلیتهای مهمی نیز در حوزه انرژی هستهای برخوردار است. از این رو طبیعتاً امکان گسترش روابط در این حوزه وجود دارد. در حوزه انرژی هند در پروژه ساخالین 1 دو میلیارد دلار سرمایه گذاری کرده است و تلاش دارد تا در پروژه ساخالین 3 هم سهمی به دست آورد. این پروژهها مهمترین پروژههای انرژی روسیهاند که با سرمایه گذاری مستقیم خارجی پیش رفتهاند. انرژی هستهای یکی دیگر از حوزههای همکاری دو کشور است و روسیه تلاش دارد تا در بازار 150 میلیارد دلاری انرژی هستهای هند، سهمی بیابد. البته روسها در این حوزه نیز با رقبای اروپایی و آمریکایی مواجهاند. هند در تلاش است تا سهم انرژی هستهای در سبد انرژی خود را از 4500 مگاوات در وضعیت کنونی، به 63000 مگاوات تا سال 2032، افزایش دهد. طبیعتاً در دهههای آینده هند نیاز به ساخت تعداد قابل توجهی نیروگاه هستهای دارد. روسیه اکنون مشغول ساخت 4 نیروگاه هستهای در هند است و تلاش دارد تا سهم خود را در این بازار، در دهههای آینده به 12 راکتور برساند. 4- علم و فناوری سابقه همکاریهای علمی و فناورانه هند و روسیه به دوران شوروی باز میگردد. شوروی نقش بسیار مهمی در پیریزی زیرساختهای علمی هند داشت؛ به گونهای که 30 مرکز تحقیق و توسعه اصلی هند که هنوز هم نقش اساسی در حوزه علم و فناوری این کشور دارند، در دوران جنگ سرد با حمایت شوروی شکل گرفتند. سطح همکاریهای علمی هند و شوروی به میزانی گسترده بود که در این دوران بیش از 100هزار نفر از محققین هندی، توسط متخصصین شوروی آموزش داده شدند و حدود 5 هزار نفر نیز در دانشگاهها و موسسات علمی شوروی، به تحصیل پرداختند. همکاریهای علمی دو کشور نیز پس از دورهای رکود، در سالهای اخیر بار دیگر رو به رشد گذاشته است؛ به گونهای که در وضعیت فعلی، دو کشور 146 پروژه مشترک را در زمینههای علمی و فناوری از بیوتکنولوژی تا هوافضا و شیمی را پی گیری میکنند. در سفر اخیر مدودف نیز چند موافقتنامه در (Sharma P. , 2009) این زمینه به امضای دو کشور رسید. 5- مبادلات اقتصادی مبادلات اقتصادی در قیاس با سایر جنبههای همکاری دو کشور چندان پررنگ نیست و این امر عمدتاً از آن روست که اولاً روسیه قدرتی نظامی و نه اقتصادی است و ثانیاً اقتصادهای دو کشور به مناطق متفاوتی یعنی اروپا و آسیا پیوند خوردهاند. از همین روست که حجم تجارت دوجانبه به عنوان شاخصی پراهمیت در همکاریهای اقتصادی دو کشور در سال 2010 تنها 10 میلیارد دلار بوده است، در حالی که در همین سال از یکسو حجم روابط تجاری هند با چین، به عنوان مهمترین شریک تجاری این کشور، به 60 میلیارد دلار رسیده است و از دیگر سو میزان تجارت روسیه با اتحادیه اروپا به عنوان مهمترین شریک تجاریاش، به 246 میلیارد دلار نزدیک شده است. البته در این سفر دو کشور افزایش حجم تجارت دوجانبه به 15 میلیارد دلار تا سال 2015 را به عنوان یکی از اهداف خود اعلام کردند. (Hindustan Times, 2010) دستاوردهای سفر مدودف سفر سه روزه مدودف، رئیس جمهور روسیه به هند، در 20 دسامبر 2010 را بسیاری از تحلیلگران هندی واجد اهمیت ویژهای ارزیابی کردند. البته نتایج این سفر نشان داد که ارزیابی آنان دور از واقع نبوده است. در این سفر قراردادهای استراتژیک بهویژه در حوزه نظامی میان دو کشور امضا شد و در مورد برخی از مسائل سیاسی بحث و تبادل نظر شد و هم?چنین گسترش همکاریهای اقتصادی و نظامی در دستور کار قرار گرفت. مهمترین قرارداد این سفر، توافق بر سر طراحی و توسعه جنگندههای نسل پنجم روسیه با همکاری دو کشور بود. بر مبنای این توافق، قرار است هند 200 فروند از جنگندههای نسل پنجم روسی را به ارزش تقریبی 30 میلیارد دلار خریداری نماید و در مقابل، در پروژه توسعه این جنگندهها مشارکت داشته باشد. (Hindustan Times, 2010) تولید این جنگندهها قرار است مشترکاً توسط دو شرکت هندی و روسی، برای نیروی هوایی دو کشور صورت گیرد. انتظار میرود بین سالهای 2020 و 2030، 250 فروند از این جنگندهها تولیدشود. به عنوان بخشی از توافق قرار است در فاز نخست اجرا، 40 متخصص روسی و هندی بر روی این پروژه کار کنند. هزینه اولیه اجرای این قرارداد 11 میلیارد دلار برآورد شده که به طور مساوی میان دو کشور تقسیم شده است. هزینه تولید هر فروند از این هواپیماها نیز 100 میلیون دلار برآورد شده است. همچنین توافقنامه دیگری نیز میان دو کشور برای تولید مشترک هواپیماهای ترابری نیز منعقد شد که در چهارچوب آن قرار است 250 فروند از این هواپیماها مشترکاً تولید شود. همچنین اظهارات مقامات دو طرف قرارداد، حکایت از پیشرفتهایی در مذاکرات مربوط به روزآمد کردن جنگندههای[2] سوخوی روسیه که قبلاً به هند فروخته شده است، دارد. افزون بر این 29 موافقتنامه دیگر نیز میان دو کشور منعقد شد که همگی نشان از تلاش (Sharma S. , 2010) طرفین برای بسط روابط دارد. در زمینه هستهای نیز سرگئی کریینکو، رئیس سازمان روساتم و بانرجی، دبیر اداره انرژی اتمی دولت هند، یادداشت تفاهمی درباره گسترش همکاریهای علمی و فنی در زمینه استفاده صلحآمیز از انرژی اتمی امضا کردند. طبق توافقات قرار است جمعاً 18 واحد نیروگاه هستهای از سوی روسیه در هند احداث شود. همچنین روسیه تعهد کرده 63 هزار مگابایت انرژی برای اقتصاد این کشور که به شدت نیازمند سوخت است، تا سال 2032 فراهم آورد.[3] موضوع نوسازی اقتصاد روسیه که مدودف همواره در جریان سفرهای خارجی خود مطرح میکند، این بار نیز مورد توجه طرفین قرار گرفته و قرار شد که همکاریهایی در زمینه ارتباطات و فناوریهای اطلاع رسانی و برخی همکاری?های مهندسی صورت گیرد. هم?چنین قرار شد که میزان تجارت بین دو طرف تا 2015، به مرز 20 میلیارد دلار برسد. مدودف در جریان این سفر بیان داشت که در تبادلات بازرگانی روسیه با بسیاری از کشورها مسائل مربوط به انرژی جایگاه مهمی دارد، اما در روابط با هند اوضاع این طور نیست؛ همکاری?ها بر نوآوریها استوار است و ما میخواهیم که این محور همکاری از جنبة همافزایی نیز برخوردار شود. موضوع نوآوریها و همکاریهای مشترک، در بیانیه مشترک رئیس جمهور روسیه و نخست وزیر هند و در برنامه بلندمدت همکاری ده سالة طرفین در زمینه علم و نوآوریها نیز منعکس شده است. به همین دلیل دو طرف در بیانیه خود متعهد شدهاند که همکاری نظامی- فنی را به صورت مشترک علاوه بر شیوههای خریدار و فروشنده توسعه دهند تا در نهایت در زمینه طراحی، تولید و فروش مشترک اسلحه به توانمندی برسند. اساساً روسیه و هند با توجه به همکاری?های نظامی مشترک گسترده و هم?چنین توسعه تعاملات مخصوصاً در زمینه مسایل انرژی و امید مسکو به اصلاح سیستم اقتصادی خود از طریق گسترش همکاری?ها با هند، باعث شده تا مدودف روابط دو جانبه را ویژه ارزیابی کند. مدودف و مان موهان سینگ، در جریان دیدارها و مذاکرات خود با استفاده از هر فرصتی بر وجود روابط ویژه سیاسی بین دو کشور تأکید کردند. آنها حتی اصطلاح جدیدی ابداع کردند تا این روابط را تعریف کنند. به تاکید آنها از این به بعد، این روابط را نه فقط مشارکت راهبردی، بلکه مشارکت راهبردی ویژه[4] باید نامید. مدودف به منظور اثبات صداقت این دوستی، آمادگی خود را برای کمک به هند در زمینه دست?یابی به هدف کلیدی سیاست خارجی آن یعنی کسب کرسی عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد ابراز کرده است. هم?چنین مدودف ابراز امیدواری کرد تا با یاری هند بتوانند به دغدغه?های جدی?ای هم?چون گسترش بیثباتی و افراط گرایی بپردازند. اهداف از راهبردهای کلان نظامی روسیه تقویت پایگاهها و تسلیحات نظامی است که جایگاه ویژهای برای رساندن کرملین به اهداف خود دارد.[5] هم?چنین دست?یابی به سلاح?های مدرن و متعارف نیز کاملاً حیاتی تلقی می?شود، اما روسها برای نیل به این مهم توجه ویژه?ای به تقویت همکاری?های بین?المللی معطوف دارند. در جمع بندی دکترین نظامی روسیه اشاره می?شود که به دلیل ضعف?های داخلی، باید تاکید بر گسترش همکاری?ها با شرکای استراتژیک باشد و هم?چنین از سوی دیگر، تلاش شود تا توسعه صادرات نظامی افزایش یابد.[6] در واقع روسیه تلاش دارد تا جایگاه خود را در بازارهای تسلیحاتی تا آنجایی که می?شود حفظ کند. همین برنامهریزی?ها باعث شده است که این کشور حدود 4/7 میلیارد دلاردر سال 2009، صادرات تسلیحات نظامی داشته باشد.[7] به همین دلیل مدودف در جریان سفرهای خود می?کوشد تا به تقویت جایگاه نظامی خود بپردازد. وی طی سفر به هند نیز ضمن حفظ جایگاه صادراتی خود تلاش داشت تا با استفاده از امکانات مشترک، کمبودهای داخلی در زمینه تولید و توسعه تسلیحات مشترک را مرتفع سازد که نمونه بارز آن توسعه نسل پنجم جنگنده?های هوایی است. اما یکی دیگر از مهم?ترین دلایلی که مدودف را بر آن داشت تا به دهلی سفر کند، گسترش حضور رقبا در این کشور برای توسعه همکاری?ها است. مسئله?ای که روسیه را به تکاپوی جدی?ای برای حفظ جایگاهش انداخته است. مدودف در مصاحبه با روزنامه تایمز هند بیان داشت که رقابتی برای گسترش نفوذ در هند، جهت فروش تسلیحات، به آرامی و البته عمل گرایانه شکل گرفته که به همین دلیل ما باید تمام تلاش خود را برای حفظ جایگاه خود در این رقابت داشته باشیم.اخیراً چین، انگلیس، فرانسه و آمریکا دیدارهایی از هند داشته?اند و قرارداهای نظامی?ای با این کشور به امضا رسانده?اند. قراردادهای گسترده?ای بین چین و هند در سفر دسامبر 2010 ون جیابائو به امضارسید. دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس، در سفری به هند اعلام داشت که دولت ائتلافی، نگاه ویژه?ای به توسعه روابط با این کشور دارد. انگلیس در بازنگری راهبرد دفاعی اخیر خود تاکید بر گسترش تعاملات با دولت?های نوظهوری هم?چون هند دارد و بر این باور است که می?بایست تعاملات نظامی با این دسته از کشورها، برای جبران کسری بودجه چشمگیر این کشور صورت گیرد. آمریکا نیز اخیراً در پی گسترش همکاری?های هسته?ای غیر نظامی است. هند به تازگی اعلام کرده که توسعه انرژی اتمی را در دستور کار خود قرار داده است و به همین دلیل در تلاش است تا همکاری?ها را با آمریکا در این زمینه گسترش دهد. چنین تحرکاتی روسیه را بر آن داشته که به حفظ جایگاه خود اقدام کند و وفاداری این کشور را به خود و به پیمانهای جتهای جنگنده و هم?چنین راکتورهای هستهای حفظ کند و نگذارد پیشنهادات غربیها این روند را دچار اختلال کند. اساساً روسیه نمی?خواهد 70 درصد از صادرات تسلیحاتی?اش به هند، در نتیجه توسعه روابط دیگران به مخاطره بیفتد. چشمانداز آینده روسیه پیش از این بر این باور بود که می?تواند با هند و دیگر شرکای استراتژیک خود یعنی برزیل و چین، اتحادی علیه توسعه طلبی?های غرب شکل دهد. روسها در تلاش بودند تا حتی با استفاده از اهرم فروش تسلیحات و یا حتی توسعه تعاملات اقتصادی و انرژی، همسویی هند را در مورد مقابله با تهدید آمریکا و ناتو با خود همراه سازند. چنین دیدگاهی نه تنها با نتیجه مطلوبی مواجه نشد بلکه هند را بر آن داشت تا روی به تنوع برای برطرف ساختن نیازهای خود آورد. از اظهارات مقامات روس در 2007 و در اجلاس BRIC، این نکته بر می?آید که آنان در این اندیشه بودند که سازمانی با کمک کشورهایی که در مدار آمریکا قرار ندارند شکل دهند تا به تقویت نظم چندجانبه کمک کرده و از این طریق جایگاه خود را در عرصه بین?المللی پیدا کنند. پوتین در این سال اظهارات تندی علیه رفتارهای توسعه طلبانه آمریکا اظهار کرده و بیان داشته بود که می?خواهد به هر طریق جلوی آمریکا را با کمک شرکایش بگیرد؛ رویایی که در آن تنها بودند. واقعیت این است که بسیاری روسیه را در حد سه کشور دیگر، از نظر توان اقتصادی ارزیابی نمی?کردند و این سازمان را BIC می?دانستند. اقتصاد این سه کشور به اقتصاد جهانی متصل است و آنها مشکلات جدی?ای با ساختار ندارند. از طرفی چین محتاطانه گام بر می?دارد، هند منزوی و تنها روسیه است که چنین دیدگاه تندی ارائه می?کند.[8] استفاده از اهرمهای اقتصادی و انرژی و حتی صادرات اسلحه نیز نمیتواند به مسکو کمک کند تا بتواند همسویی این کشور را در پی داشته باشد؛ زیرا اساساً این میزان بسیار کمتر از میزان تعاملاتی است که هر دو کشور با آمریکا و اروپا دارند. تجارت بین هند و روسیه در سال 2010، به 10 میلیارد دلار رسیده و قرار است این میزان در طول پنج سال به 20 میلیارد برسد. در حالی که جمع تجارت روسیه با اتحادیه اروپا 246 میلیون دلار در ده ماه اول سال 2010 و تجارت با چین نیز تنها 47.5 میلیارد دلار در همین دوره بوده است. تجارت هند با اروپا نیز در 2010، 158 میلیارد دلار است.[9] به همین دلیل انتظاری که روسها از هند با تکیه بر برخی از تعاملات داشتهاند، نمی?تواند چندان معقول به نظر برسد. حتی در مورد همکاری روسیه برای تحقق آرزوی دیرینه هند جهت عضویت در شورای امنیت نیز تردیدهای جدی?ای وجود دارد. دهلی با وجود ابراز مستمر علاقه به عضویت در سازمان همکاری شانگهای، هنوز عضو این سازمان نشده است. هند فقط ناظر در این سازمان است، ولو اینکه مسکو بارها به اعضای دیگر سازمان فهمانده که مایل است هند را در میان اعضای دائم سازمان همکاری شانگهای ببیند. احتمالاً برخی خواست?های سیاسی چین، مانع مهمی در این روند به شمار می?رود. هر چند رئیس جمهور روسیه در کنفرانس خبری پایانی خود یک بار دیگر اظهار داشت که از الحاق هند به این سازمان حمایت میکند، اما به نظر میرسد این اظهارات برای تحقق عضویت هند در سازمان شانگهای کافی نیست و لازم است تا این کشور گام?های جدی?ای بردارد. در مواجه با چنین شرایطی، روس?ها دست از خواست?های آرمانی خود برداشته?اند و تنها در پی آنند که جایگاه همکاری?های نظامی و اقتصادی خود را که برای تداوم حیات این کشور ضروری است، حفظ کنند. پیش از این روسیه خواهان این بود که ضمن توسعه صادرات نظامی، بتواند همسویی هند را با خود در تحولات بین?المللی و منطقه?ای داشته باشد. نگرشی که به دلیل تفاوت?ها و موانع جدی نه تنها محقق نشد بلکه مسکو با از دست دادن جایگاه گذشته خود نیز مواجه شده است. نتیجهگیری با دقت در سیر تحول روابط هند و روسیه در دوران پسا جنگ سرد میتوان دریافت که روسیه حداقل در حوزه نظامی تا حدودی موفق به احیای گذشته شده است؛ بدان معنا که نقش مسلطی که در دوران شوروی در زیرساخت حوزه نظامی هند ایفا میکرد را بازیافته است. اما آیا این امر در حوزه سیاسی نیز مصداق دارد؟ پاسخ طبیعتاً منفی است، زیرا هند و روسیه در متن نظم بینالمللی پساجنگ سرد قرار دارند که ماهیتاً با نظم بینالمللی دو قطبی متفاوت است. مهمتر آنکه استراتژی کلان هند در این دوران دگرگون شده و این آمریکا و نه روسیه است که هند نزدیکترین مناسبات سیاسی را با آن دارد. اما نکته مهم و قابل تامل آنکه علیرغم نزدیک و نزدیکتر شدن هند به آمریکا، روسیه بیشتر و بیشتر به این کشور تسلیحات استراتژیک میفروشد. اینکه روسیه ناو هواپیمابر به هند میفروشد و این کشور را به عنوان اولین کشور آسیایی برخوردار از ناو هواپیمابر مطرح میسازد، طبیعتاً دلایلی بیش از دلایل اقتصادی دارد (وگرنه حاضر میشد به ایران نیز موشکهای اس-300 را تحویل دهد) و به نقشی که این کشور در موازنه استراتژیک جهانی برای خود قائل است، بر میگردد. طبیعی است که چنین همکاریهایی اولاً هند را در برابر خیزش چین که روسیه نیز از آن نگرانیهایی دارد تقویت میکند و سرعت حرکت هند به سوی آمریکا را ممکن است کند سازد؛ ثانیاً حوزه نظامی این کشور را همچنان تحت تسلط روسیه نگاه میدارد. افزون بر این، تعامل زیرکانه هند با قدرتهای بزرگ و به بیان بهتر قدرت دیپلماتیک این کشور نیز در این روند از اهمیت ویژهای برخوردار است. باید منتظر ماند و دید که آیا هند قادر خواهد بود این تعامل ظریف، دشوار، متناقض و پرمنفعت را با قدرتهای بزرگ ادامه دهد یا خیر؟ نویسنده : امیرمحمد سوری و محسن شریعتی نیا به نقل از سایت مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت |

توجه: شایان ذکر است که درج مطالب با نام سایرین لزوماً به معنای تایید دیدگاه آنها توسط مدیریت وبلاگ نخواهد بود.